تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
كه خدا ترسانيد بسبب آن از نزول عذاب ، و غفلت مانند سهو آن رفتن معنا است از خاطره ، آن گاه خداى سبحان بار ديگر قسم ياد كرد و گفت :
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلى أَكْثَرِهِمْ
يعنى واجب شد تهديد ايشان و - استحقاق عذاب بر ايشان ،
فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
پس ايشان ايمان نميآورند و بر حال كفر و بيدينى ميميرند و اين در علم خدا گذشته است . و بعضى گفته‌اند : تقدير آن اينست ، لقد سبق القول على اكثرهم ، هر آينه در علم خدا كه بيشتر ايشان ايمان نميآورند پس ايشان ايمان نميآورند و اين را خداى سبحان بفرشتگان خبر داد كه ايشان ايمان نميآورند پس مسلّم شد قول خدا بر ايشان .
إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ
البتّه ما قرار داديم در گردنهايشان غلهايى پس دستهايشان بچانه‌هايشان ، كنايه از آن آورده و اگر چه آن را ياد نكرده براى آنكه اعناق و اغلال دلالت بر آن مىكند و دلالت آنها از اين روست كه غل البته دست را بسوى چانه و گردن جمع مىكند و غل گردن را بسوى چانه جمع مىكند . و از ابن عباس و ابن مسعود روايت شده كه آنها ( انّا جعلنا فى ايمانهم اغلالا ) قرائت ميكردند ، و بعضى از ايشان فى ايديهم قرائت كرده‌اند و معنا در تمام اين قرائت و احتمالات يكيست براى آنكه غل در گردن تنها بدون دست نميشود و نه در دست تنها به غير گردن و مانند اينست ، قول شاعر كه گفته است :
و ما ادرى اذا يممت ارضا * اريد الخير ايّهما يلينى
و من نميدانم وقتى قصد زمينى و شهرى را نمودم قصد خير نمودم كدام يك ،
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 369 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى