تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
و امّا ( اغشيناهم ) با غين معجمه پس بنا بر حذف مضاف است ، يعنى ( فاغشينا ابصارهم ) پس ديدگان آنها را كور كرديم و پوشانديم ، يعنى بر آن چشمها پرده قرار داديم ، و غشاوه بر چشم مثل غشاوه بر قلب است ، پس بر خورد مىكند به معناى هر دو قرائت . و امّا كسى كه ( انذرتهم ) بيك همزه خوانده ، پس او حذف كرده همزه استفهام را به جهت تخفيف و حال آنكه قصد آن را داشته چنانچه كميت شاعر گويد :
طربت و ما شوقا الى البيض اطرب * و لا لعبا منّى و ذو الشّيب يلعب
خوشحال شدم و حال آنكه شوقى نيست در موى سفيد كه خوشحال شوم و نه از من لعب و بازى است و آيا كسى كه مويش سفيد شد بازى مىكند ، و معنى ( او ذو الشّيب يلعب ) شاهد بيت در حذف همزه او ذو الشّيب است كه ذو الشّيب آمده و يا مثل بيت كتاب :
لعمرك ما ادرى و ان كنت داريا * شعيب بن سهم او شعيب بن منقر
قسم بجان تو نميدانم و يا اگر آگاه بودم كه شعيب بن سهم است يا شعيب منقر است ، شاهد اين بيت و ان كنت است كه ( او ان كنت ) بوده .

شرح لغات :

المقمح : پوشيدن چشم است بعد از برداشتن سر و بعضى گفته‌اند كه آن مقنع ، يعنى آنست كه چانه خود را به سينه خود فشار ميدهد آن گاه بلند مىكند و بعضى گفته براى دو كوهان شتر قماح براى آنكه شتر وقتى وارد آب مىشود براى خنكى زياد آب سرش را بلند مىكند و گفته مىشود قمح البعير هر گاه سرش را بلند كرد و آب نياشاميد و بعير قامح و ابل قماح و اقمحتها انا .