تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
معناى طلب است ، رؤبه گويد :
اقحمنى جار ابى الخاموش * اليك ناش القدر المنئوش
همسايه ابو الخاموش مرا وادار و مجبور كرد كه براى طلب كردن ديك وارد بر تو شوم ، شاهد بيت كلمه و الناش ، است كه به معناى كندى در حركت آمده است و شاعر گويد :
تمنّى نئيشا ان يكون اطاعنى * و قد حدثت بعد الامور امور
آرزو كرد مدّت طولانى و مديدى كه مطيع من باشد و حال آنكه بتحقيق حادث امرى بعد از امرى ، شاهد در نئيشا است كه به معناى طولانى آمده و منصوب شده نئيشا بنا بر ظرفيت .

تفسير :

سپس خداوند سبحان فرمود :
وَ لَوْ تَرى
و اگر به بينى اى محمد .
إِذْ فَزِعُوا
زمانى كه مىترسند يعنى در موقع رستاخيز
فَلا فَوْتَ
يعنى هيچكس از ايشان از من فوت نميشوند و ستمكارى از من خلاص نميشود .
وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ
و از مكان نزديكى گرفتار ميشوند يعنى از گورستان و هر كجا باشند پس ايشان از نظر خدا نزديك هستند و فوت نمى شوند ، و جواب لو محذوف است و كلام دلالت بر آن مىكند و تقديرش ( لرأيت امر عظيما ) هر آينه امر بزرگى خواهى ديد . قتاده گويد :
إِذْ فَزِعُوا
در دنياست هنگامى كه بالمعانيه ديدند سخت گيرى خدا را در موقعى كه فرشتگان براى قبض روحشان آمدند . ضحاك و سدى گويند : آن ترس ايشان بود روز جنگ بدر هنگامى كه - گردنهايشان زده شد و نتوانستند از عذاب فرار كنند و نه بازگشت بتوبه نمايند