ترجمه :
51 - و ( اى رسول ) اگر ببينى هنگامى كه كافران ترسان شوند پس هيچ فوتى نباشد و از جاى نزديك ايشان را بگيرند .
52 - و ( در آن وقت كه عذاب را ببينند ) گويند به پيغمبر ايمان آورديم و از كجا براى ايشان سود باشد از مكانى دور .
53 - و حال آنكه پيش از اين به خدا كافر شدند و از مكان دور رمى بغيب كرده و تكذيب بهشت و دوزخ و پاداش و كيفر را نمودند .
54 - و ( مرگ آمد ) و ميان ايشان و آنچه ميخواستند فاصله شد چنانچه همين عمل با نظائرشان پيش از اين كرده شد زيرا كه ايشان در شكى مضطرب سازنده ( دلها ) بودند .
قرائت :
ابو عمرو و اهل كوفه غير عاصم ( التناوش ) را با مد و همزه خوانده و ديگران بدون مد و همزه خواندهاند .
دليل :
التناوش ، به معناى تناول است ، نشت ، انوش ، شاعر گويد :
فهى تنوش الحوض نوشا من علا * نوشا به تقطع اجواز الفلا
آن ناقه آب حوض را از بالا نوشيد و آب زيادى آشاميد كه بسبب آن صحرا را قطع كند و طى نمايد و نيازى به آب ديگرى پيدا نكند .
پس كسى كه همزه نداده آن را تفاعل قرار داده و كسى كه همزه داده ، احتمال دو امر را داده : 1 - اينكه او همزه را بدل از واو قرار داده براى منضم بودن آن مثل اقتت و ادؤى و مثل آن ، 2 - مأخوذ از نأش باشد و آن به