خلقش در زمينها و آسمان پنهانست ميداند ( قل ) بگو اى محمد (
جاءَ الْحَقُّ )
حق آمد و آن امر خداى تعالى است بسبب اسلام و توحيد .
ابن مسعود گويد : و آن جهاد و نبرد با شمشير است .
وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ
و باطل رفت رفتنى كه برگشت ندارد ديگر براى آن نه ظهورى و نه اعادهاى و نه اقبال و نه ادباريست براى آنكه حق هر گاه آمد براى باطل چيزى باقى نميگذارد .
قتاده گويد : باطل ابليس است نه ايجاد خلق مىكند و نه آنهايى را كه رفتهاند برميگرداند . حسن گويد : باطل براى اهلش ايجاد خيرى در دنيا نميكند و در آخرت هم اعاده خيرى نمىنمايد .
و زجاج گويد : و ممكنست كه ما استفهاميه باشد در محل نصب بر معناى و آيا چيزى را باطل ايجاد مىكند و آيا چيزى را اعاده مينمايد .
ابن مسعود گويد : رسول خدا ( ص ) داخل مكّه شد و در اطراف بيت اللَّه الحرام 360 بت بود پس شروع كرد با چوبى كه در دستش بود بر آنها ميزد و ميگفت :
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
، حق آمد و باطل رفت البته باطل رفتنى است ، "
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً "
حق آمد و باطل نه ايجاد مىكند و نه اعاده مينمايد .
قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ
بگو اگر گمراه از حق شدم چنانچه شما ادّعا ميكنيد ،
فَإِنَّما أَضِلُّ عَلى نَفْسِي
يعنى البته نتيجه و گناه ظلالت و گمراهيم بر خود من است ، و من مؤاخذه و گرفتار به آن خواهم بود نه غير من .
وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ
و اگر هدايت به حق يافتم
فَبِما يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي
بفضل پروردگار من است از آنجا كه وحى به من مىكند ، پس منّت براى اوست