تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
و در حديث ديگر از حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه آصف برخيا ادارهء امور او را مينمود تا موريانه كار خود را كرد .
فَلَمَّا خَرَّ
پس چون سليمان مرده‌اش افتاد .
تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ
يعنى ظاهر شد كه جنّ ، پس براى مردم روشن شد .
أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ
كه اگر آنها غيب ميدانستند در شكنجه و عذاب خوار كننده نمىماندند ، يعنى در اعمال دشوار و سخت مكث نمىكردند ، و البتّه آن را عذاب ناميد براى سختى و دشوارى كه در آن اعمال بوده نه آنكه آن عذاب معهود در ذهن باشد ، پس آن ، نيست مگر عبادتى براى او يا بمنزله چيزى كه عوض بر آن ميدهند ، يعنى آنچه كه كار ميكردند در حالى كه مسخّر سليمان بودند و او مرده بود و ايشان گمان ميكردند كه او زنده است . بعضى گفته‌اند : يعنى روشن شد براى عوام و ضعفاء جنّ كه رؤساء و بزرگان آنها غيب نميدانند براى آنكه آنها خيال ميكردند كه آنان غيب مى دانند . و بعضى گفته‌اند : نيز يعنى براى آدميان روشن شد كه جنّ غيب نميدانند زيرا ايشان آدميان را ابهام ميكردند كه ما غيب ميدانيم ، و البتّه گفت
تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ
چنانچه كسى كه با ديگرى مناظره و احتجاج مىكند و دليل براى او اقامه مينمايد ميگويد آيا براى تو معلوم و روشن شد كه تو بر باطلى ، و بنا بر همين دلالت مىكند قرائت كسى كه " تبيّنت الانس " خوانده است ، و بيان آن گذشت . و اهل تاريخ گفته‌اند : كه عمر سليمان عليه السلام 53 سال بود چهل