تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
شاكر كسيست كه شكر از او واقع مىشود . ابن عباس گويد : اراده فرموده به آن
وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ
مؤمن موحد را ، و در اين آيه دلالت است بر اينكه مؤمن شاكر اندك است در هر زمان .
فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ
يعنى پس چون حكم كرديم و مقدّر نموديم بر سليمان مرگ را و بقول بعضى واجب كرديم مرگ را بر سليمان .
ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ
رهنمايى و دلالت بر مرگش جنّيان نكردند مگر موريانه چوب خور و آنها ندانستند مرگ او را تا آنكه موريانه عصاء او را خورد و او بر زمين افتاد ، پس فهميدند كه او مرده است .

كيفيت مردن سليمان حشمت اللَّه عليه السلام

و گفته‌اند كه سليمان عليه السلام يك سال و دو سال و يك ماه و دو ماه و كمتر و بيشتر در مسجد بيت المقدس اعتكاف مىكرد و از آن خارج نمىشد ، و غذاى او را از آب و خوراك برايش به مسجد ميبردند و او در آنجا مشغول به عبادت بود ، پس در وقتى كه در آن مسجد اقامت داشت روزى نبود كه صبح كند مگر آنكه درختى مىروئيد و سليمان از آن درخت ميپرسيد ، از اسمش و سود و زيانش و او خبر ميداد به او ، پس روزى گياهى ديد و گفت اسمت چيست ؟ گفت خرنوب گفت تو براى چه خوبى ، گفت براى خراب كردن ، پس دانست كه به زودى مىميرد ، پس گفت بار خدايا مرگ مرا بر جنّيان مخفى دار تا آدميان بدانند كه آنها علم غيب ندارند ، و از اتمام بيت المقدّس يك سال باقى بود بخاندانش گفت به جنّيان خبر مرگ مرا ندهيد ، تا از بنا و ساختمان مسجد خلاص شوند ، و داخل محراب عبادتش شد و تكيه بر عصايش داد و مرد و
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 233 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى