از قتاده روايت شده كه لقمان حكيم در اوّلين روزى كه داود شروع بزره سازى كرد نزد او آمد و ديد كه داود آهن را حلقه حلقه كرده و درهم مىكند پس در فكر فرو رفت كه داود چه مىكند و نميدانست چه ميخواهد بكند و از او هم نه پرسيد تا داود از كارش فارغ شد ، پس برخاست و آن را پوشيد و گفت خوب سپريست اين براى جنگ ، پس لقمان در اين موقع گفت : الصمت حكمة و قليل فاعله ، سكوت حكمت است و فاعل سكوت اندك است .
وَ اعْمَلُوا صالِحاً
يعنى و گفتيم تو و خانوادهات عمل صالح كنيد و آن طاعات و عبادات خداست كه براى شكر خداى سبحان بر بزرگى نعمتش انجام دهيد .
إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
يعنى بدرستى كه من عالم و دانا هستم به آنچه شما ميكنيد بر او چيزى از اعمال شما مخفى و پوشيده نيست ، آن گاه خداى سبحان سليمان را ياد نمود به آنچه كه او را از فضل و كرامت داده بود و گفت :
وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ
يعنى و مسخّر كرديم براى سليمان باد را .
غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ
يعنى مسير صبحگاهى اين بادى كه مسخّر سليمان بود مسير يك ماه بود و مسير شامگاهى او هم مسير يك ماه بود و مقصود اينكه آن باد در هر روز مسير دو ماه را كه اسب سوارى ميرفت طى ميكرد .
قتاده گويد : صبح مسير يك ماه راه ميرفت تا نيم روز و بعد از ظهر تا آخر روز هم مسير يك ماه ميرفت .
حسن گويد : صبح از دمشق حركت ميكرد و ظهر به اصطخر از زمين اصفهان ميرسيد و حال آنكه بين آنها مسير يك ماه است براى كسى كه سريع و تند