ناله و زارى نمايند تا شايد خدا بر آنها ترحّم فرمايد و اين زمين زمين بيت المقدس بود قبل از بناء مسجد و داود عليه السلام بالاى قلّه رفت و به سجده افتاد و تضرّع و استغاثه بسوى خداى سبحان نمود و همه بنى اسرائيل هم با او سجده كردند و سر از سجده بر نداشتند تا خدا و با را از آنها بر طرف كرد .
بناء مسجد اقصى بدست داود و سليمان " ع "
و چون خدا شفاعت حضرت داود عليه السلام را در بنى اسرائيل - پذيرفت بلاى طاعون و و با را از آنها رفع نمود ، داود ( ع ) بعد از سه روز بنى اسرائيل را جمع نمود و گفت بدرستى كه خداى تعالى منّت گذارد بر شما و بر شما ترحّم نمود ، پس براى او تجديد شكر و سپاس نمائيد به اينكه از اين زمين پاكى كه در آن بر شما ترحّم فرمود مسجدى بسازيد ، پس قبول كرده و شروع كردند در بناء بيت المقدّس و داود ( ع ) بر گردن خودش براى ايشان سنگ حمل ميكرد و همچنين نيكان بنى اسرائيل تا آنكه به اندازه يك قامت بالا بردند و داود ( ع ) در آن روز 127 سالش بود ، پس خدا به او وحى فرستاد كه بناء آن بدست فرزندش سليمان پايان يابد .
و چون عمر داود به 140 رسيد از دنيا رفت و سليمان را جانشين خود قرار داد و او دوست داشت بيت المقدس را تمام كند ، پس جمع كرد جنّيان و شياطين را و تقسيم كرد بر ايشان كارها را و هر طائفه را مخصوص كارى كرد ، پس جنّ و شياطين را فرستاد كه سنگهاى مرمر سفيد و صاف را از معادن آن استخراج كنند و فرمان داد كه شهرى از سنگ مرمر و سنگهاى معدنى نازل مثل و رق بسازند ، و آن را دوازده محلّه قرار داد و در هر محلّهاى يكى