تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
حسين عليهما السلام در حالى كه او نيز محاسن خود را گرفته بود گفت حديث كرد مرا حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام و حال آنكه محاسن خود را گرفته بود گفت حديث كرد مرا على بن ابى طالب عليه السلام در حالى كه او نيز محاسن خود را گرفته بود گفت مرا حديث كرد رسول خدا در حالى كه دست بمحاسن خود داشت و گفت كسى كه سر مويى ترا اذيّت كند البته مرا اذيت كرده و هر كس مرا برنجاند قطعا خدا را رنجانيده و كسى كه خدا را برنجاند ، پس بر اوست لعنت خدا « 1 » .
وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا
و كسانى كه اذيت ميكنند مؤمنين و مؤمنات را بدون هيچ مجوّزى و عملى كه موجب رنجانيدن ايشان باشد .
هامش
( 1 ) - مترجم گويد مناسب ديدم در اينجا مصاحبه‌اى كه يكى از بقالهاى قم بنام حاج على بقال در اوائل تأسيس حوزهء علميهء قم در مكّه معظمه در مسجد الحرام با علماء وهّابى در حضور ملك عبد العزيز سعودى نموده در اينجا ياد كنم حديث كرد براى مترجم مرحوم ثقة المحدثين حاج سيد مرتضى سجّادى قمى كه يكى از اخيار قم بود گفت در اوائل رياست مرحوم آيه اللَّه حاج شيخ عبد الكريم حايرى يزدى مؤسس حوزه ، مشهدى على بقال كه در حدود ميدان مير بقالى داشت مشرف به حج شد و پس از فراغت مناسك روزى كه لباس ساده معمولى خود را در بر داشت در مسجد الحرام براى نماز و طواف آمده بود در آن اثناء در انجمنى كه از علماء حجاز و ملك عبد العزيز آل سعود - تشكيل شده بود صحبت از شيعيان و بى مهرى ايشان نسبت بخلفاء مىشود پس ميگويند بايد يكى از عوام آنها را بخواهيم و به پرسيم آيا دليلى براى تبرّى و لعن بر آنها دارند ، پس ناگاه مشهدى على كه از آنجا ميگذشت وضع ، و قيافه و سادگى او جلب نظر آنان مىكند پس او را طلبيده از اين موضوع سؤال ميكنند كه چرا شما روافض و شيعه بخلفاء لعن ميكنيد ، اوّل تقيه مىكند كه چنين