فرمود :
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ
محمد پدر يكى از مردان شما نيست پدر آن كسى كه او را فرزند ميخوانيد نيست و در اين بيان و دليل است كه آن حضرت پدر زيد نيست كه زنش بر او حرام باشد ، زيرا حرمت زن پسر ( عروس ) متعلّق بثبوت نسب است پس كسى كه نسبت ندارد حرمتى براى تزويج زن او نيست و براى همين اشاره فرمود
مِنْ رِجالِكُمْ
.
و پيامبر ( ص ) فرزندانى ذكور بنام ابراهيم « 1 » و قاسم و طيب و مطهّر داشته كه پدر آنها بوده است و مسلّم است كه آن حضرت ميفرمود كه اين حسن پسر من است و نيز ميفرمود :
الحسن و الحسين ( ع ) ابناى هذان امامان قاما او قعدا
حسن و حسين اين دو پسران منند هر دو امامند چه قيام كنند و چه صلح نموده و سكوت نمايند .
و باز فرمود بدرستى كه براى هر پيامبرى دخترى بوده كه اولادشان به پدرانشان منسوبند مگر فرزندان فاطمه عليها سلام كه من پدر آنهايم .
و بعضى گفتهاند : كه اراده نموده بقولش ( رجالكم ) آنهايى كه در آن هنگام بحدّ بلوغ و مردى رسيدهاند و هيچكدام از پسران آن حضرت در آن موقع بالغ بحدّ مردى نبوده .
هامش
( 1 ) - در سابق ياد نموديم كه مادر ابراهيم ماريه قبطيه جاريهاى بود كه امپراطور روم بوسيله دحيه كلبى فرستاده پيامبر ( ص ) براى آن حضرت فرستاد و آن سه پسر ديگر فرزندان حضرت خديجه كبرى ( ع ) بودند كه در كودكى قبل از تولد ابراهيم از دنيا رفتند .