وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ
يعنى و ليكن او پيغمبر خداست و ترك نمىكند به گفته نادانها چيزى را كه خدا براى او حلال و مباح نموده است ( يعنى تزويج زن پسر خوانده را ) .
و بعضى گفتهاند : دليل و جهت در پيوست اين آيه بما قبلش اينست كه - خداوند سبحان اراده نموده كه طاعت و پيروى از او و بزرگداشت و احترام او لزومش براى نسبت ميان او و شما و يا مقام پدرى و ابوّت نيست بلكه وجوب طاعتش بر شما فقط براى مقام رسالت و رهبرى اوست .
وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ
يعنى و آخرين پيامبرانست كه دفتر نبوّت و رسالت بسبب او مهر شد و پايان يافت ، پس دين و شريعت او تا روز قيامت باقيست « 1 » و اين فضيلت مخصوص و مختص به آن حضرت ( ص ) است كه خداوند او را در ميان تمام پيامبران مختص فرموده .
اشكال در اين موضوع و جواب آن اگر كسى بگويد : كه يهود ( عنود ) در باره حضرت موسى اين ادّعا را ميكنند جواب : خواهيم گفت كه اوّلا بعضى از يهود ادعاء كرده كه شريعت
هامش
( 1 ) - مترجم گويد : روايات و احاديث نبويّة و ولويه كه از پيامبر بزرگوار " ص " و امامان معصوم ( ع ) در خاتميّت آن حضرت رسيده و سنى و شيعه نقل كردهاند بسيار و از حد تواتر هم گذشته و حديث شريف منزلت كه صاحب عقبات الانوار يك جلد در بارهاش از كتب حضرات نوشته و نيز علامه معاصر استاد ما - آيه اللَّه . . . نجفى مرعشى در تعليقات احقاقش بطرق كثيره آورده از متواتر فريقين است كه آن حضرت بعلى ( ع ) فرمود :
انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبى بعدى
، تو براى من بمنزله و مقام هارون بن عمران از موسى هستى مگر آنكه پيامبرى بعد از من نيست .