موسى منسوخ نميشود ولى با اين ادعاء تجويز كرده كه بعد از او پيامبرانى خواهند آمد و ما وقتى اثبات كرديم نبوّت و پيامبرى پيامبر خود را بمعجزات بزرگ و آشكارا ( مانند شق القمر و تسبيح گفتن سنگ ريزه و سخن گفتن شتر و سوسمار و به زبان فصيح شهادت دادنشان به پيامبرى آن حضرت و صدها معجزه ديگر ) واجب است منسوخ بودن شريعت موسى ( ع ) به اينها و غيره .
وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً
يعنى بر او چيزى از مصالح بندگان او مخفى و پنهان نيست ، و صحيح است حديث جابر بن عبد اللَّه انصارى از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله كه فرمود ، مثال من در ميان پيامبران مانند مرديست كه خانه اى را بنا كرده و آن تكميل و نيكو نموده مگر جاى يك خشتى را كه باز گذاشته كه هر كس داخل آن خانه مىشود و به آن نگاه مىكند ميگويد چه اندازه زيباست مگر جاى اين خشت ، فرمود ، من جاى آن خشت هستم و به من پيامبران خدا پايان يافتند ، اين حديث را بخارى و مسلم در دو كتاب صحيح خود آوردهاند
هامش
( و از احاديث اهل بيت كه از اصح و احسن احاديث است حديث شريف عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى ( ع ) است كه شيخ صدوق تمام آن را در امالى خود آورده و ما در اينجا موضع حاجت را ياد ميكنيم در آنجاست كه وقتى آن جناب خدمت امام زمانش حضرت امام على النقى امام دهم شرفياب شده و مى گويد ميخواهم عقايدم را عرض كنم كه اگر صحيح است امضاء فرمائيد و الّا تصحيح ، بعد ميگويد تا ميرسد به نبوّت ميگويد كه عقيدهام اين است كه پيامبر آخرين پيامبران حق است ( فلا نبى بعده الى يوم القيامة و انّ شريعته خاتم الشرائع فلا شريعت بعدها الى يوم القيامة ) پس پيامبرى بعد از او نخواهد بود تا روز قيامت و اينكه شريعت و دين او آخرين اديان و شرايع است كه - شريعت و دينى بعد از آن نخواهد آمد تا روز قيامت .