دلالت دارد بر اينكه آنها كه مىگويند بايد حديث را نقل كرد هر چند هم كه مخالف اصول ديانت باشد ، زيرا خداوند در اين آيه مردم را به تدبّر و تفكّر فرا - خوانده و اين معنى با نداشتن بينايى و خود را به نادانى زدن منافات دارد ، سپس خداوند ميفرمايد :
« إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ »
يعنى : آنان كه مرتد شده از حق و ايمان بازگشتهاند .
« مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى »
يعنى اين منافقان پس از آنكه راه حق برايشان روشن شد از اين راه بازگشتند .
از ابن عبّاس و ضحّاك و سدى روايت شده است كه منافقان نزد پيامبر ( ص ) اظهار ايمان ميكردند ، ولى هنگامى كه نزد خود جمع ميشوند كفر خويش را اظهار ميدارند ، و اين همانى است كه در آيه از آن با ( ارتدوا ) ياد شده است .
از قتاده نقل شده است اينان كافران اهل كتاب هستند كه به حضرت محمّد ( صلّى اللَّه عليه و آله ) كافر شدهاند با اينكه او را شناخته و صفات و خصوصيّات او را در كتابهاى خود ديده بودند .
و در اين آيه دلالتى بر اين نيست كه مؤمن هم گاهى كافر مىشود ، زيرا مانعى نيست كه منظور از بازگشت ، بازگشت در باطن از ايمان باشد ، پس از آنكه دليل و برهان بر صحّت ايمانش اقامه شده و آن را اظهار نموده است .
« الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ »
حسن گويد : يعنى گناهان را براى آنان نيك جلوه مىدهد .
ابى مسلم گويد : يعنى شيطان آرزوهايشان بر مىآورد ، زيرا آنان را بسوى چيزهايى فرا مىخواند كه موافق با ميل و خواستههاى نفسانى آنان است .
« وَ أَمْلى لَهُمْ »
يعنى : شيطان آرزوهاى آنان را طولانى ساخته فريب او را مىخوردند .