تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
كه براى خود دخترانى گرفته است اين يك نسبت ظالمانه است ، و قول عرب كه گفتند ( قسمته ضيزى و مشيته حيكى ) آن را نحويين حمل بر اين نموده‌اند كه در اصل « فعلى » بضم فا بوده است ، هر چند كه لفظ آن بر وزن « فعلى » است ، همانگونه كه ( بيوت ) و ( عصى ) در اصل فعول بوده است ، هر چند كه فاء مكسور است ، و علت اينكه نحويين آن را بر ( فَعلى ) حمل نموده‌اند اينست كه چيزى از صفات را بر وزن « فعلى » بكسر فاء نيافته‌اند ، اما صفات را بر وزن « فعلى » بفتح يافته‌اند . ابو عبيده گويد : ( ضرته حقه ، و ضرته اضوزه اى نقصته و منعته ) يعنى : حق او را ناقص گذاشته ، مانع حق او گرديده است ، هر كس عين الفعل آن را واو قرار دهد قياس آنست كه بگويد : ( ضوزى ) و اين نيز حكايت شده است ، و اما كسى كه فاء الفعل را ياء قرار داده است از ( ضرته ) قياس آنست كه باز گفته مىشود ( ضوزى ) و نسبت به قلب نمودن واو بياء عمل نميشود ، زيرا اين نوع قلب فقط در ( بيض ) و ( عين ) عمل شده است كه جمع ( بيضاء ) و ( عيناء ) است و علت قلب واو بياء نزديك بودن واو در طرف است ، اما در مورد مثال ما به علت فاصله شد ياء با حرف تأنيث از طرف فاصله دارد و لذا قلب بياء نميشود ، و اين علامت تأنيث ( ياء ) در تقدير انفصال مانند ( تاء ) نيست ، و لذا قياس آنست كه آن را قلب به واو نكنند .

معناى آيات :

آن گاه خداوند بزرگ در حالتى كه گفتار قريش را كه ميگفتند فرشتگان دختران خدا هستند و بتان نيز دختران خدايند ، زشت دانسته ميفرمايد :
« أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى »
؟ يعنى : چگونه اين سخن درست است در حالتى كه اگر خودتان را در انتخاب مختار مىنموديد پسر را بر دختر ترجيح ميدهيد ؟ بنا بر اين چگونه به خود اجازه ميدهيد كه چيزى را به خدا نسبت بدهيد آن را براى خود نمىپسنديد ؟ .
« تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى »
يعنى اين يك تقسيم ظالمانه و غير معتدل است ، به
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 396 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ على كاظمى