و به اين معنا است كه شروع به داد و فرياد كرد ، همانگونه كه از زبان او نقل كرده است گفت : اى واى بر من .
« فَصَكَّتْ وَجْهَها »
از مقاتل و كلبى روايت شده است يعنى : انگشتان خويشتن را جمع كرده و از روى تعجّب بر پيشانى خود كوبيد .
ابن عباس گفته است يعنى : سيلى به صورت خود زده است .
و صك در زبان عرب بمعنى زدن چيزى است به چيز ديگر با پهناى آن .
« وَ قالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ »
يعنى : من پير زنى نازا هستم ، چگونه فرزند خواهم آورد ؟
« قالُوا كَذلِكَ قالَ رَبُّكِ »
يعنى : همانگونه كه ما برايت بشارت داديم خدايت فرموده است : تو به زودى پسرى خواهى زائيد ، هيچ شك بخودت راه نده .
« إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ »
كه خداوند از امور نهان آگاه است .
« قالَ »
ابراهيم ( ع ) به آنان فرمود :
« فَما خَطْبُكُمْ »
؟ پس كار شما چيست ؟ و به چه منظورى آمدهايد ؟
« أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ »
؟ مثل اينكه گفته است : شما براى كارى بزرگ آمدهايد ، كارتان چيست ؟
« قالُوا إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ »
يعنى : ما بسوى مردمى مجرم فرستاده شدهايم ، و مجرمين يعنى : افرادى كه نسبت بدستورات الهى نافرمانى ميكنند ، و نعمتهاى او را كفران مىنمايند ، و بدين جهت شايستهء عذاب الهى و هلاكت هستند .
اصل واژهء ( جرم ) بمعنى ( قطع ) است ، بنا بر اين ( مجرم ) بمعنى قطع كنندهء واجب است بوسيلهء باطل ، و اينان مجرمند بدين معنى كه رشتهء ايمان را با كفر قطع كردهاند .
« لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ طِينٍ مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ »
اين قسمت در سورهء هود