را قوى ساخته ، در محلى كه لشگريان غنيمت گرفته و محروم از غنيمت هستند ) .
و نيز جايز است كه فاعل آزر زرع باشد يعنى زرع جوانههاى و شطء را تقويت مىنمايد .
و بعضى از مردم ( آزره ) را بمعنى ( اعانه و قواه ) تفسير ميكنند ، بنا بر اين معنى آن مىشود : زرع جوانههاى خود را نيرومند ساخت .
ابو الحسن گويد : آزره بر وزن افعله مناسبتر خواهد بود تا قول ابن عامر كه ميگويد ازره بر وزن فعله است ، بنا بر اين در آن دو لغت است فعل و افعل زيرا آن دو اكثرا بر كلمه متعاقبا وارد ميشوند .
اشداء - و هر كس اشداء را بنصب خوانده است آن را حال از ضمير معه گرفته است يعنى آنان با پيامبرند با حالت شدت .
لغات آيات :
الحمية - حميت بمعنى انكار و زير بار نرفتن است ، گفته مىشود ( فلان ذو حمية منكرة ) هنگامى كه داراى خشم و سرسختى باشد .
كفار - اينجا بمعنى كشاورزان است ، زيرا كشاورز بذر را بپوشاند ، و هر چيزى را كه انسان بپوشاند آن را كفر نموده است ، و از اين باب است كه ميگويند :
( اليل كافر ) زيرا شب با تاريكى خود هر چيز را ميپوشاند .
شاعر گفته است : ( القت ذكاء يمينها فى كافر ) يعنى : ( ذكاء سوگند خود را بشب افكنده است ) .
و نيز لبيد شاعر گويد : ( فى ليلة كفر النجوم غمامها ) يعنى : ( در شبى كه ابرهايش ستارگان را پوشانده بود ) .