تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
روايت شده است كه : ( رسول خدا ( ص ) براى زيارت خانهء خدا بيرون آمد و قصد جنگ نداشتند و بقيّهء حديث گذشته را نقل كرد تا اينكه مىگويد : رسول خدا ( ص ) فرمود : پياده شويد ، گفتند : يا رسول اللَّه در اين وادى آب يافت نمىشود ، رسول خدا ( ص ) از تركش خود تيرى بيرون آورد و آن را به مردى از يارانش داده فرمود پياده شو و سر يكى از اين چاه‌ها رفته اين تير را در آن فرو ببر ، آن مرد همين كار را انجام داد آب از چاه جوشيد و مردم همه سيراب شدند ) . و نيز از عروة روايت شده است كه از بيرون آمدن پيامبر خدا ( ص ) ياد كرده مىگويد : ( قريش از مكه بيرون آمده و از پيامبر جلو افتادند و پيش از حضرت سر آب رسيدند و از آنجا پياده شدند ، همين كه پيامبر خدا ( ص ) مشاهده فرمود كه قريش پيش از او سر آب رفته‌اند ، در حديبيه پياده شد در حالى كه گرما سخت شدّت داشت و آنجا جز يك چاه وجود نداشت ، مردم از تشنگى ناراحت شدند و جمعيّت هم زياد بود ، كسانى سر چاه رفته آب آن را تا ته كشيدند ، رسول خدا ( ص ) دلوى آب خواست وضوء گرفت و آب در دهان خود گردانده در سطل آب ريخت و دستور فرمود كه آب سطل را در چاه بريزند ، و سپس تيرى از تركش خود بيرون آورده در چاه انداخت و بدرگاه خداوند دعائى كرد آب از چاه جوشيد و بالا آمد تا جايى كه مردم با دست از چاه آب مىكشيدند در حالى كه لب چاه نشسته بودند ) . سالم بن أبى الجعد روايت كرده مىگويد : ( بجابر گفتم روز شجره چند نفر بوديد ؟ گفت : ما يكهزار و پانصد نفر بوديم ، و از تشنگى آن روزشان ياد نموده گفت مقدارى آب در يك ظرف براى پيامبر آوردند حضرت دست خود را در آن آب گذاشت ناگهان ديديم آب از لابلاى انگشتان