رد مىشود همانگونه كه اعشى در شعر خود گفته است :
( أ في الطوف حفت على الرّدى * و كم من رد اهله لم يرم )
يعنى : آيا در طوف ترسيدى كه هلاك شوم ، و چه بسيار هلاك شدهاى كه بستگانش در يك جا آرام نداشتند ) .
استعتاب - بمعنى طلب رضايت نمودن است كه عبارت اخرى استرضاء است .
اعتاب - بمعنى ارضاء است ، و اصل اعتاب به زبان عرب بصلاح در آوردن جلد است با اعادهء دبّاغى آن ، سپس در اين مورد استعاره شده است ، كه بعضى از افراد بخواهند الفت از بين رفته را ميان همديگر باز گردانند .
تقييض - در اصل بمعنى تبديل است ، و مقايضه هم كه بمعنى مبادله نمودن مالى بمالى است از همين باب مىباشد .
شاعر عرب شماخ گفته است :
( تذكرت لما اثقل الدّين كاهلى * و عاب بزيد ما اردت تعذرا
رجالا مضوا منّى فلست مقايضا * بهم ابدا من ساير النّاس معشرا )
يعنى : ( هنگامى كه بار بدهكارى بر پشتم سنگينى كرد ، و عذر خواهى هم موجب عار و ننگ زيد شد ، به ياد آورم جوانمردانى را كه از دستشان دادهام كه هيچگاه از ساير مردم يك فوج را نيز حاضر نيستم با آنان مبادله كنم ) .
اعراب آيات :
ذلكم مبتداء ظنّكم خبر ، ارداكم خبر بعد از خبر ، و اگر هم بخواهى ارداكم را ميتوانى حال بگيرى ( اى ذلكم ظنّكم مرد يا اياكم ) و نيز جايز است كه ذلكم مبتداء و ظنّكم بدل از آن و ارداكم خبر مبتداء باشد .