تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
نابغه شاعر عرب گفته است :
« اكفكف عبرة غلبت عزائى * اذا نهنهتها عادت ذباحا » « 1 »
خزى - يعنى خارى و پستى كه انسان از ترس رسوا شدن از مثل آن شرم داشته باشد . هون - خارى . يوزعون - وزع بمعنى منع و بازدارى است ، يوزعون يعنى بازداشت ميشوند ، و از همين باب است قول حسن كه ميگويد : ( لا بدّ للنّاس من وزعة ) يعنى : ( براى مردم باز دارنده‌اى لازم است ) .

اعراب آيات :

قوله
« وَ يَوْمَ يُحْشَرُ »
ظرف است و نصب آن بوسيلهء مدلول قوله
« فَهُمْ يُوزَعُونَ »
است ، زيرا يوما بمنزلهء اذا است و نميتوان آن را منصوب به
« وَ نَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا »
گرفت ، زيرا نجّينا ماضى است ، و ظرف (
يَوْمَ يُحْشَرُ
) مستقبل است و ماضى نميتواند در آن عمل كند .

توضيح و تفسير آيات :

« فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ . . . »
سپس خداوند از هلاكت اين قوم ، خبر داده ميفرمايد : ( آن گاه بادى بسيار سخت برايشان فرستاديم ) كه داراى صدايى هولناك بود ، صرصر از ( صره ) است كه در لغت بمعنى صيحه و صدا است ،
هامش
( 1 ) يعنى اشك چشمانم را كه بر صبرم غلبه يافته است پى در پى پاك ميكنم كه سرازير نشود ، ولى از آمدن اشك كه جلوگيرى مىكنم دردى گلوگير باز ميگردد .