نيز جايز است كه ( نحسات ) جمع مصدر باشد ، و حاء آن را هم چنان در جمع هم ساكن گذاردهاند ، همانگونه كه گفتهاند : ( زوره و عدله ) .
ابو الحسن گويد : در نحس بجز سكون حاء چيز ديگرى نشنيدهام .
ابو عبيده گفته است نحسات يعنى داراى نحوست ، و ممكن است كسانى كه عين الفعل آن را ، كسره دادهاند آن را صفت قرار دادهاند از باب ( فرق و نزق ) « 1 » و آن را بر اين وزن جمع بستهاند .
و كسى كه « نحشر اعداء اللَّه » خوانده است دليلش آنست كه آن را معطوف ميداند بر جملهء « و نجّينا » و اين قرائت را آيهء
يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً
« 2 » تقويت مىكند .
و هر كس كه « يحشر » خوانده است فعل را مبنى للمفعول گرفته و اين قرائت را هم جملهء « فهم يوزعون » تأييد مىكند ، و هر دو قرائت نيكو است .
شرح لغات :
صرصر - از صرير گرفته شده است و به منظور اعلان تشديد معنى لفظ آن را مشدّد ساختهاند ، گفته مىشود صرّ يصرّ صريرا يا آنكه صرصر يصرصر صرصرة و ريح صرصر يعنى : بادى كه داراى صدايى شديد است و اصل « صرصر » صرّر بوده است سپس راء قلب به صاد شده است ، همانگونه كه در نههه نهنهه « 3 » گويند ، و در كففّه كفكفه « 4 » گويند .
هامش
( 1 ) فرق بمعنى فزع يعنى ترسيد ، و نزق بمعنى طاش يعنى در حال خشم سبكسرى كرد .
( 2 ) سورهء مريم : 19 آيهء 58
( 3 ) يعنى او را باز داشت از كارى و او نيز دست كشيد .
( 4 ) يعنى اشك چشم خود را پى در پى پاك كرد .