تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
ذكر شده است اينجا از ذكر مجدّد آن بىنياز شده‌ايم . و از جمله مطالبى كه قرائت فوق را تأكيد مىكند آنست كه از « ابىّ » نقل شده است كه او كلمهء آيات را در هر سه موضع « لآيات » با حرف لام خوانده است ، زيرا دخول لامها دلالت دارد بر اينكه جمله عطف بر انّ است و هر گاه جمله عطف بر انّ باشد نصب « آيات » نيكو است ، و در هر يك از اين موارد مثل آن است كه لفظ انّ در آن ذكر شده است ، زيرا حرف « لام » بر اين معنى دلالت مىكند ، چون اين لام تنها بر خبر انّ يا بر اسمش وارد مىشود ، و از مواردى كه ميتوان آن را طبق آنچه كه گفتيم تأويل نمود گفتار فرزدق است كه در اين شعر آمده است :
« و باشر راعيها الصّلا بلبانه * و كفّيه حرّ النّار ما يتحرّف »
كه در اين شعر اگر جملهء « و كفيّه . . . » حمل بر ظاهر شود عطف شده است بر دو عامل كه روى فعل عمل كرده‌اند ، و باء اگر فرض شود كه در لفظ آمده است « و بكفيّه » چون قبلا در « بلبانه » ذكر شده است ، در حكم حرف جرّى است كه در لفظ ثابت است ، و هر گاه چنين باشد عطف بر عامل واحد خواهد بود كه آن فعل است نه حرف جرّ ، و نيز اين شعر هم همين طور است .
« اوصيت من برّه قلبا حرّا * بالكلب خيرا و الحماة شرّا »
كه اينجا هم اگر حرف جرّ را در حكم مذكور بگيريم بدلالت حرف جرّ متقدم عطف بر دو عامل نخواهد شد ، همانگونه كه
« وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ »
عطف بر دو عامل نبود . و گاهى ممكن است آيهء « و اختلاف الليل و النهار » از عطف بر دو عامل بيرون رود امّا از راه ديگر ، بدين طريق كه و اختلاف الليل و النهار عطف باشد بر « فى » كه قبلا گذشته است ، و آيات را تكرار آيات گذشته بگيرى و