لغات آيات :
الرّهو - عبارتست از آسان و آرام ، گفته مىشود « عيش راه » يعنى :
زندگى آرام و ساده شاعر عرب گفته :
« يمشين رهوا أ فلا الاعجاز خاذله * و لا الصّدور على الاعجاز تتّكل » « 1 »
. يعنى : « اين زنان آرام و ساده راه ميروند ، بطورى كه نه قسمتهاى پشت سرشان از ساير اعضاء بدن جا مىماند ، و نه سينههايشان عقب ميرود كه بر پشتشان تكيه كند » .
بعضى گفتهاند : رهو عبارتست از زمينى نرم كه نه شنزار است ، و نه سنگلاخ .
ابن اعرابى گفته است : رهو از پرندگان و اسبان آنها را گويند كه تند و تيز هستند .
ازهرى گفته است : ميگويند : « جاءت الخيل رهوا » يعنى : اسبان در حال مسابقه آمدند ، شاعر عرب گفته است :
« طيرا رأت بازيا نضخ الدّماء به * و امّه خرجت رهوا الى عيد » « 2 »
يعنى : « پرندهاى كه بازى شكارى را آلوده به خون ديد ، و مادرش بسرعت رفت كه باز گردد » .
اعراب آيات :
رهوا - منصوب است بنا بر آنكه حال باشد از « البحر » بنا بر اين حال
هامش
( 1 ) كه در اين شعر شاهد بر سر « رهوا » است كه بمعنى آرام و ساده راه رفتن ، آمده است .
( 2 ) و در اين شاهد بر سر رهوا است كه بمعنى بسرعت رفتن آمده است .