تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠

لغات آيات :

الرّهو - عبارتست از آسان و آرام ، گفته مىشود « عيش راه » يعنى : زندگى آرام و ساده شاعر عرب گفته :
« يمشين رهوا أ فلا الاعجاز خاذله * و لا الصّدور على الاعجاز تتّكل » « 1 »
. يعنى : « اين زنان آرام و ساده راه ميروند ، بطورى كه نه قسمتهاى پشت سرشان از ساير اعضاء بدن جا مىماند ، و نه سينه‌هايشان عقب ميرود كه بر پشتشان تكيه كند » . بعضى گفته‌اند : رهو عبارتست از زمينى نرم كه نه شنزار است ، و نه سنگلاخ . ابن اعرابى گفته است : رهو از پرندگان و اسبان آنها را گويند كه تند و تيز هستند . ازهرى گفته است : ميگويند : « جاءت الخيل رهوا » يعنى : اسبان در حال مسابقه آمدند ، شاعر عرب گفته است :
« طيرا رأت بازيا نضخ الدّماء به * و امّه خرجت رهوا الى عيد » « 2 »
يعنى : « پرنده‌اى كه بازى شكارى را آلوده به خون ديد ، و مادرش بسرعت رفت كه باز گردد » .

اعراب آيات :

رهوا - منصوب است بنا بر آنكه حال باشد از « البحر » بنا بر اين حال
هامش
( 1 ) كه در اين شعر شاهد بر سر « رهوا » است كه بمعنى آرام و ساده راه رفتن ، آمده است . ( 2 ) و در اين شاهد بر سر رهوا است كه بمعنى بسرعت رفتن آمده است .