تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
است ، و آن عبارتست از چيزى كه موجب آرامش دل نسبت به آن اعتقاد گردد بطورى كه هر گاه در اعتقاد او تشكيك كند شك در عقيده‌اش راه نيابد ، و هر گاه بخواهند عقيده‌اش را تكان دهند .
( وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ )
يعنى : اى محمّد اگر از آنان بپرسى چه كسى آنان را از عدم بوجود آورده است خواهند گفت : خدا زيرا به بداهت ميدانند كه بتانشان آنان را نيافريده است .
( فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ؟ )
يعنى : پس چگونه از پرستش غير خدا روى ميكنند ؟
( وَ قِيلِهِ يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ ؟ )
قتاده گويد : اين سخن پيامبر شما است كه از قوم خود بدرگاه خدا شكايت ميبرد ، و تخلّفشان را از ايمان انكار مىكند . و نيز قتاده گفته است كه عبد اللَّه قرائت كرده است « و قال الرسول يا رب ان هؤلاء قوم لا يؤمنون « بنا بر اين پس هاء در « قيله » به پيامبر ( ص ) بر ميگردد
( فَاصْفَحْ عَنْهُمْ )
يعنى : اى محمد صورتت را از آنان بگردان ، همانگونه كه گفته است : « و اعرض عن الجاهلين » .
هامش
( آنان در آتش ، و يك دسته در بهشت هستند 1 - مردى كه بناحق قضاوت كند ، با اينكه ميداند قضاوتش باطل است ، در آتش است 2 - مردى كه بناحق قضاوت مىكند ، با اينكه نميداند قضاوتش ناحق است او نيز جهنّمى است . 3 - مردى كه به حق قضاوت كند در حالى كه نميداند قضاوتش حق است او نيز جهنّمى است . 4 - مردى كه قضاوت بر حق كند ، و بداند كه قضاوتش بر حق است اين شخص بهشتى است )