تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
وجه سوّم اينكه عطف شود بر قوله : « يحسبون انا لا نسمع سر هم و نجواهم و قيله » . و هر كس و قيله را برفع خوانده است دو وجه دارد : 1 - آنكه خبر آن محذوف و تقدير چنين باشد « و قيله قيل يا رب » . 2 - آنكه خبر آن را و قيله يا ربّ مسموع و متقبّل بگيريم كه در تقدير است . بنا بر اين يا رب محلّا بوسيله قيله كه در لفظ مذكور است منصوب مىباشد ، و بنا بر قول ديگر بوسيلهء قيله مقدر منصوب است و از متعلّقات آن مىباشد ، و اين تركيب از آن جهت كه ممنوع است حذف قسمتى از موصول و باقى ماندن بقيّه‌اش معنى ندارد ، زيرا حذف قول شايع است بطورى كه بمنزلهء مذكور محسوب ميگردد . و ممكن قيلهم در شعر كعب بنا بر اين دو وجه مرفوع خوانده شود . ابن جنّى ميگويد : قيله معطوف است بر علم اى علم قيله كه بعدا مضاف حذف شده ، و مصدرى كه قيل باشد مضاف است به هايى كه در معنى مفعول است ، و تقدير اينست : « و عنده علم ان يقال يا رب ان هؤلاء قوم لا يؤمنون » . و هر كس فسوف تعلمون با تاء خوانده است ، وجهش آنست كه بنا بر تقدير قل لهم فسوف تعلمون مىباشد . و وجه ياء آنست كه حمل شود بر غيبت كه سياق عبارات قبلى است كه فاصفح عنهم و قل سلام باشد ، و تقديرش اينست : « و قل امرنا و امركم سلام اى متاركة .

معنى آيات :

آن گاه خداوند ياد آورى مىكند كه معبودان آنان نميتوانند از آنان شفاعت كنند و ميفرمايد :
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 277 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ على كاظمى