تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
است كه معنى چنين خواهد شد : « ما كان للرحمن ولد » يعنى : خداوند فرزندى ندارد و من اولين پرستش كنندهء او و اقرار كننده به اين حقيقت هستم 3 - از جبائى و ديگران كه يعنى : اگر خداوند فرزندى ميداشت من اوّلين كسى بودم كه از پرستش او رويگردان ميشدم ، زيرا هر كس فرزندى دارد چيزى جز يك جسم حادث نخواهد بود ، و هر كس كه چنين باشد استحقاق پرستش ندارد ، زيرا چنين فردى قدرت عطاى آن نعمتها را ندارد كه بوسيلهء آن مستوجب پرستش باشد . 4 - از سفيان بن عيينه است كه حضرت ميفرمايد : همانگونه كه من اوّلين فردى نيستم كه خداوند را پرستش نموده‌ام ، همچنين خداوند هم فرزند ندارد ، و اين به آن مىماند كه شما مىگويى اگر من نويسنده باشم حسابدان هم هستم ، و منظورت اين است كه من نويسنده نيستم پس حسابدان هم نيستم 5 - از سدى و ابى مسلم ، يعنى : اگر خدا فرزندى ميداشت من اوّلين كسى بودم كه او را ميپرستيدم كه او داراى فرزندى است ، ولى خدا فرزندى ندارد . و اين مثل آنست كه انسان بگويد : اگر حكمت ايجاب ميكرد غير از خدا كسى را پرستش كنم او را ميپرستيدم ، و اگر دليلى وجود داشت كه دلالت كند بر اينكه خداوند فرزندى ندارد ، من نيز مىگفتم فرزند دارد ، ولى چنين دليلى وجود ندارد ، بنا بر اين آيه دلالت مىكند خدا فرزندى ندارد و اين خيال باطل است : زيرا در آيه امر محالى بر امر محال ديگرى تعليق شده است . آن گاه خداوند خويشتن را از اين پيرايه منزّه دانسته ميفرمايد :
( سُبْحانَ رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ، رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ )
يعنى : مالك
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 272 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ على كاظمى