( وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا )
يعنى از مؤمنين اهل كتاب كه پيامبرانى را براى آنان فرستادهايم بپرس كه آيا پيامبران جز پيام توحيد چيز ديگرى براى آنان آوردهاند ؟ و اين معنى گفتار بيشتر مفسّرين قرآن است ، و تقدير چنين است : « سل امما من ارسلنا او اتباع من ارسلنا » كه مضاف حذف و مضاف اليه بجاى آن قرار گرفته است .
هامش
( صلّى اللَّه عليه و آله است و اهل بيتش اهل الذكر هستند و از آنان پرسيده خواهد شد ) .
در تفسير القمى ج 2 ص 284 ضمن روايتى از حضرت باقر ( ع ) اين آيه چنين تفسير شده است :
ابى الربيع گويد در سالى هشام بن عبد الملك به حج رفته بود در خدمت حضرت باقر به حج رفتم و همراه هشام نافع بن ازرق غلام عمر بن خطاب بود ، نافع نگاهى به حضرت باقر ( ع ) كرد و ديد در ركن خانهء كعبه مردم بسيارى اطرافش جمع شدهاند ، بهشام گفت : يا امير المؤمنين اين شخص كه مردم اطرافش ازدحام ميكنند چه كسى است ؟
هشام گفت : اين شخص پيامبر اهل كوفه است ، او محمد بن على بن - الحسين بن على بن ابى طالب ( ع ) مىباشد .
نافع گفت : الآن بسراغش خواهم رفت و از او پرسشهايى ميكنم كه پاسخ آن را كسى جز پيامبر يا وصى پيامبر يا پسر پيامبر نتواند گفت .
هشام گفت : بسراغش برو و از او چيزهايى بپرس شايد در ميان مردم رسوايش كنى .
نافع آمد پشت بمردم كرده رو به حضرت باقر ( ع ) نمود و گفت : يا محمد بن على من تورات و انجيل و زبور و فرقان را همگى خواندهام و از حلال و