كه
« وَ إِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ »
به اين معنى است « لمن هو جميع لدينا حاضرون » و گمان كردهاند كه ان حرف نفى است به اين معنى : « و ما ذلك الا متاع الحياة الدنيا » .
و هر كس « لما » را بتخفيف خوانده است ان در « ان كل » را مخفّفه از مثقّله ميداند ، و لام در آن لامى كه به منظور فرق بين نفى و ايجاب وارد مىشود ، مانند آنكه مىگويى : « هبلتك امك ان قتلت لفارسا » .
و هر كس به اين ان عمل نصب داده بگويد : « ان زيدا لمنطلق » از اين لام بىنياز خواهد شد ، زيرا ان نافيه در ما بعد خود هيچگاه اسمى را نصب نميدهد ، و اشتباه نميشود ، و « ما » در آن زائد است ، و معنى مىشود : « ان كل ذلك لمتاع الحياة الدنيا » .
لغات آيات :
معارج - بمعنى پله است كه واحد آن معرج است ، و عروج به معنى صعود و بالا رفتن است .
و ظهر عليه - هنگامى گويند كه از چيزى بالا روند نابغهء جعدى گويد :
« بلغنا السماء مجدنا و جدودنا * و انا لزجو فوق ذلك مظهرا » « 1 »
. سرر - جمع سرير است كه گاهى هم اسرّه جمع بسته مىشود .
زخرف - عبارتست از كمال حسن چيزى ، و روى همين حساب است كه
هامش
( 1 ) يعنى : « بهره و عظمت خويش را به آسمان رسانديم ، و اميدوار هستيم كه باز هم از اين بالاتر رويم » جدود جمع جد است بمعنى حظ و بهره ، و مجدنا و جدودنا يا منصوبند بنا بر آنكه مفعول باشند براى بلغنا يا آنكه مرفوعند كه بدل باشند از ضمير در بلغنا .