ابو حمزهء ثمالى در تفسير خود روايت كرده ميگويد : عثمان بن عمير از سعيد بن جبير از عبد اللَّه بن عباس روايت مىكند هنگامى كه رسول خدا ( ص ) وارد مدينه شد ، و اساس اسلام را استوار فرمود ، انصار گفتند : خدمت رسول خدا ( ص ) برويم و به او بگوئيم اگر لازم داشته باشى اينست اموال ما در اختيار تو است هر فرمانى دربارهء آن بدهى هيچ مانع و اشكالى در بين نيست ، انصار خدمت حضرت رفتند و اين اظهار را نمودند ، و بدنبال آن اين آيه نازل شد
« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »
حضرت آيه را بر آنان خواند و فرمود : پس از من نزديكان مرا دوست داشته باشيد ، انصار از خدمت حضرت بيرون رفتند در حالى كه تسليم فرمان او بودند « 1 » .
منافقين گفتند : اين آيه از قرآن نبود آن را در همان مجلس جعل كرد و منظورش آنست كه پس از خودش ما را زير دست نزديكانش قرار دهد ، و لذا اين آيه نازل شد :
« أَمْ يَقُولُونَ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً ؟ »
حضرت بسراغ آنان فرستاد و آيه را بر آنان تلاوت فرمود ، انصار بگريه افتادند و اين جريان بر آنان سخت گران آمد .
لذا خداوند بدنبال آن آيه
« وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ »
را نازل فرمود ، حضرت باز بسراغ انصار فرستاده به آنان بشارت داد كه خداوند دعاى مؤمنان را اجابت مىكند
« وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا »
و مؤمنان همان افراد بودند كه : تسليم گفتار حضرتش شدند ، آن گاه خداوند فرمود :
( وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً )
يعنى : هر كس عبادتى انجام دهد در عبادتش نيكى افزائيم ، بدين ترتيب كه به عبادتش پاداش - فوق العاده - عطا ميكنيم .
هامش
( 1 ) از نظر روايات شيعه و سنى اتفاق دارند كه اين آيه دربارهء اهل