تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
احترامى كه ميخواهيد به من بگذاريد به آنان بگذاريد . ( سيد ابو الحمد مهدى بن نزار حسينى ميگويد : حسن بن على بن زياد سرى گويد : يحيى بن عبد الحميد حمانى ( جمانى ) گفته است حسين اشتر گفت قيس از اعمش از سعيد بن جبير از ابن عباس روايت مىكند هنگامى كه آيهء
« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً »
نازل شد گفتند : يا رسول اللَّه اين كسانى كه خداوند بما فرمان داده است آنان را دوست بداريم چه كسانى هستند ؟ حضرت فرمود : على و فاطمه و فرزندان آنان هستند ) « 1 » . و نيز سيد ابو الحمد ميگويد حاكم ابو القاسم با همان سند در كتاب « شواهد التنزيل لقواعد التفضيل » روايتى مرفوعه از ابى امامهء باهلى نقل مىكند كه رسول خدا ( ص ) فرمودند : خداوند بزرگ پيامبران را از درختان گوناگونى آفريد ولى من و على از يك درخت آفريده شده‌ايم ، من ريشهء اين درخت هستم و على شاخه‌هاى اين درخت و فاطمه گل اين درخت و حسن و حسين ميوهء آن ميباشند ، و شيعيان ما برگهاى اين درخت ميباشند ، هر كس بشاخه‌اى از شاخه‌هاى اين درخت آويخت نجات يافت ، و هر كس از آن جدا شد به هلاكت خواهد رسيد ، اگر بنده‌اى ميان صفا و مروه سه هزار سال خدا را عبادت كند تا به صورت . . . در آيد و محبت ما را نداشته باشد خداوند او را برو در آتش افكند ، آن گاه اين آيه را تلاوت فرمودند :
« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى )
« 2 » . « و زاذ ان » از على ( ع ) روايت مىكند كه فرمودند در سورهء « آل حم » دربارهء ما آيه‌اى هست كه طبق آن هيچكس محبت ما را حفظ نميكند مگر آنكه مؤمن
هامش
( 1 ) شواهد التنزيل حسكانى جلد 2 صفحهء 131 . ( 2 ) شواهد التنزيل جلد 2 صفحهء 141 .