غيبها آگاه است « 1 » .
و در اينجا منظور از آن كسى است بطرزى كه درك آن دقت ميخواهد به بندگانش منافع مىرساند ، و اين منافع عبارتست از روزيهايى كه خداوند ميان
هامش
( 1 ) لطيف در قرآن در موارد متعددى استعمال شده است ، و در هر جا از آن معنايى اراده شده ، آنجا كه از لطف خدا نسبت به بندگان سخن بميان آمده مانند آيهء فوق بمعنى مهر و محبت و نوازش است ، آنجا كه سخن از آفرينش است مانند« أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ »بمعنى لطافت و دقت در امر آفرينش موجودات ظريف و لطيف است و در اين باره بروايت ذيل توجه فرمائيد كه در آن به آفرينش لطيف موجودات ذره بينى و ميكربها اشاره شده است :
اصول كافى جلد اول كتاب التوحيد ص 161 : ( . . . فتح بن يزيد از حضرت ابو - الحسن « امام رضا ( ع ) » ضمن روايت مفصلى ميپرسد اينكه فرموديد لطيف است براى من تفسير كنيد همانگونه كه واحد را برايم تفسير كرديد زيرا من ميدانم كه لطافت پروردگار بر خلاف لطافت بندگانست زيرا خدا را با مخلوق نسبتى نميباشد ولى ميخواهم معنى لطيف را برايم تشريح فرمايى ؟ حضرت فرمودند : اى فتح اينكه دربارهء خدا گفتيم لطيف است ، بخاطر آفرينش لطيفى است كه انجام داده است و براى آنكه از اشياء بسيار لطيف آگاه است ، خدا توفيقت دهد و ثابت قدمت سازد مگر آثار صنعتش را در گياه لطيف و غير لطيف ، و از مخلوقات لطيف ، و از حيوانات كوچك و پشهها و ريزتر از آن پشههاى خاكى ، و از آن ريزتر تا حدى كه چشمها از ديدن آن ناتوان است و آن قدر ريزه است كه نر و ماده و پير و جوانش از همديگر شناخته نميگردد ، هنگامى كه كوچكى اين آفريده را با لطافتى كه در آن به كار رفته است مىبينيم ، و مىبينيم كه چگونه طريقهء جفتگيرى با جنس مخالف خود را ميداند ، و بلد است چطور