و بعضى هم گفتهاند : « كمثله » به اين معنى است كه اگر براى خداوند مثلى فرض شود ، براى آن مثل فرضى خدا مانندى وجود ندارد ، ولى از آنجا كه از نظر عقل ثابت شده است كه خداوند در صفاتش تك و بىمانند است ، و احدى در صفات شريك خداوند نيست ، اگر خداوند مثلى ميداشت او نيز ميبايست صفاتى بىمانند داشته باشد كه هيچكس در اين صفات با او شريك نباشد ، و اين همان خداى بىمانند است كه دليل قاطع بر يكتايى او دلالت نموده است .
و بعضى گفتهاند در اين آيه يك كلمهء مضاف حذف شده است ، و مثل بمعنى صفت است ، و تقدير چنين است « ليس كصاحب صفته شيء » يعنى : چيزى مانند صاحب صفت او نيست ، و صاحب صفتش او است ، يعنى : مانند او چيزى نيست ، ولى همان معنى اول بهتر است « 1 » .
( وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ )
پس از آنكه خداوند شبيه و نظير را براى خود بهر وجهى نفى كرد ، بيان فرمود با اينكه خداوند شريك و مانند ندارد شنوا و بينا هم هست ، يعنى : خداوند در عين حال كه بىمثل و مانند است تمامى شنيدنيها را ميشنود و تمامى ديدنيها را مىبيند .
( لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ )
از مجاهد نقل شده است يعنى : كليد
هامش
( 1 ) نور الثقلين جلد 4 صفحهء 561 ( حضرت رضا ( ع ) فرمودند : مردم در توحيد داراى سه مذهب هستند مذهب نفى ، مذهب تشبيه ، مذهب اثبات به غير تشبيه ، مذهب نفى جايز نيست ، مذهب تشبيه نيز جايز نيست ، زيرا چيزى به خدا شبيه نميباشد ، و راه راه سوم است اثبات بدون تشبيه )