تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
دارد ، و مانند اين آيه است قول ذى الرمهء شاعر در اين شعر :
« و ميّة احسن الثقلين جيدا * و سالفة و احسنه قذالا » « 1 »
. كه ضمير در احسنه به من ذكر برگشته يعنى : احسن من ذكر يعنى الثقلين « 2 » . زجاج و فراء گفته‌اند
« يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ »
بمعنى : يذرأكم به است ، يعنى : با قرار دادن جفتهايى از جنس خودتان و چهار پايان نسل شما را تكثير مىكند ، و ازهرى شاعر در اين مورد شعرى دارد :
« و ارغب فيها عن لقيط و اهله * و لكنّنى عن سنبس لست ارغب »
كه فيها در اين شعر بمعنى باء سببيت آمده است « اى ارغبا بها عن لقيط »
( لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ )
يعنى مانند خدا چيزى نخواهد بود ، و كاف كمثله زايده است و خاصيتش تأكيد معنى نفى است ، همانگونه كه در شعر اوس بن حجر آمده است :
« و قتلى كمثل جذوع النّخيل * يغشاهم سبل منهمر
كه در اين شعر نيز كاف كمثل زائده است كه براى تأكيد آمده است . و شاعر ديگرى گفته است :
« سعد بن زيد اذا ابصرت فضلهم * ما ان كمثلهم فى الناس من احد »
كه در اين شعر نيز كاف كمثلهم زائده و براى نفى تأكيد آمده است .
هامش
( 1 ) يعنى : معشوقهء من ميه از ميان جنّ و انس از جهت گردن و زيبايى بنا گوش و پشت گردن بهترين است . ( 2 ) منظور آنست كه ضمير احسنه بثقلين بر نگشته است و گرنه احسنهم يا احسنهما گفته ميشد .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 105 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ على كاظمى