هر آينه به تحقيق آمد شما را يوسف از پيش با نشانها پس همواره در شك بوديد از آنچه براى شما آورد تا گاهى كه مرد ، گفتيد هرگز مبعوث نكند خداوند از پس او رسولى را ، همچنين گمراه مىكند خداوند آن را كه اسراف كنندهء شكآور باشد .
آنان كه ستيزه مىكنند در آيات خداوند بدون دليلى كه بيايدشان ، بزرگ باشد از نظر خشم نزد خداوند و نزد آنان كه ايمان آوردند ، همچنين مهر گذارد خداوند بر هر قلب تكبر كنندهء جبار .
قرائت :
قلب متكبر - « ابو عمرو » و « ابن ذكوان » و « قتيبه » لفظ ( قلب ) را با تنوين مجرور خوانده و ديگران همه به صورت اضافه يعنى اضافهء ( قلب ) به ( متكبر ) قرائت كردهاند .
« ابو على » گويد : آنان كه قلب را با تنوين خواندهاند ، متكبر را صفت براى قلب قرار دادهاند ، و منظور از قلب متكبر ، متكبر بودن صاحب آن است چنان كه تصعير به صورت نسبت داده شده در اين آيه ( و لا تصعر خدك ) ، « و مگردان به تكبر رويت را - لقمان - 18 » و آنان كه قلب را مضاف دانستهاند گفتهاند ( بر هر قلب متكبر ) ، ولى بايد چيزى در تقدير گرفت و الا معنى چنين مىشود كه ( بر كل و تمامى قلب تكبر كننده ) و در اين صورت لازم مىشود كه قلب داراى كل و جزء باشد ، پس بايد توجيه كرد كه منظور ( بر هر قلب كه قلبها باشد ) است ، پس فهميده شد منظور ظاهر لفظ نيست چون لفظ ( طبع ) كه ختم بر يك نكتهء معين است از نظر ظاهر درست نخواهد بود ، لذا ناچاريم از اين دو لفظ معنى گستردهترى را استفاده كنيم .
لغت :
جبار - كسى را گويند كه با خشم و غضب مردم را به قتل برساند و ( اجبر فهو جبار ) مانند ( ادرك و هو دراك ) است و براى اين دو مثال سومى نميباشد .