تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧

قرائت :

اهل كوفه غير از عاصم مگر « حماد » و « يحيى » از « ابى بكر » به ( امالهء ) الف و ديگران به فتح و بدون ( اماله ) لفظ ( حم ) را قرائت كرده‌اند و هر دو لغت فصيح مىباشد .

لغت :

( حم ) اگر اسم سوره‌اى باشد با اين شعر تأييد مىشود :
يذكرنى حاميم و الرمح شاجر * فهلا تلاحم قبل التقدم
عزيز به معنى غالب - توب جمع توبه است . طول به معنى نعمت دادن است كه مدت آن به طول انجامد .

اعراب :

حم
- اين كلمه محلا يا منصوب است كه مفعول فعل مقدّر ( اتل ) باشد و يا مرفوع است كه خبر مبتداى مقدر ( هذا ) باشد و يا مجرور است به حرف ( قسم ) . « على بن عيسى » ميم را نصب داده به اين كه اسم سوره باشد و چون بر وزن ( هابيل ) است ، تنوين پذير نمىباشد .

تفسير :

حم
( حام - ميم ) سخنانى را در اين لفظ يادآور شديم و نيز گفته‌اند خداوند با اين لفظ به حلم و ملك خود قسم خورد هر كه به خدا پناه برد و با اخلاص از قلب ( لا إله الا اللَّه ) بگويد خداوند او را عذاب نمىكند ، و اين سخن « قرظى » است و برخى گفته‌اند كه
( حم )
آغاز نامهاى خداوند است كه عبارت است از : حليم ، حميد ، حكيم ، حىّ ، حنان ، ملك ، مجيد ، مبدى ، معيد ، و اين گفتار « عطاء خراسانى » مىباشد . و گفته شده كه ( حم ) يعنى قضا و انجام شد آنچه بود ، و اين سخن از « كلبى » نقل شده است .