براى افراد پائينتر ، بالا و سايبان حساب مىشود چه اين كه دوزخ داراى طبقات و دركههايى مىباشد كه اهل دوزخ در آن طبقات قرار مىگيرند . و نيز گفتهاند : علت در به كار بردن سايبانها در دوزخ و قطعههاى آتش مجازاً و بر سبيل توسعه در لفظ مىباشد چه اين كه در مقابل آنان ، اهل بهشت هستند كه داراى سايبانها و طبقات مختلف مىباشند ، و مراد اين است كه آتش محيط به ايشان است .
ذلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبادَهُ
( اين است كه مىترساند خداوند به آن بندگانش را ) يعنى اين عذابى را كه وصف كرده ميترساند خداوند به آن بندگانش را ، تا بايشان رحمت كرده ، آنان بواسطهء امتثال اوامر خدا از آن عذاب دور بمانند ، سپس خداوند بندگان خود را امر به پرهيز كرده و مىفرمايد :
يا عِبادِ فَاتَّقُونِ
( اى بندگان من بپرهيزيد ) كه شما را هشدار داده و حجت را بر شما تمام كردم ، و اين كه لفظ ( ياء ) در دو كلمه ياد شده حذف شده است به خاطر دلالت كسره بر آن مىباشد .
وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ
( و آنان كه اجتناب كردند از طاغوت ) يعنى از بتها و شيطان . و برخى گفتهاند مقصود از ( طاغوت ) هر فردى مىباشد كه دعوت به عبادت غير خدا بكند ، و ( تاء ) در آخر اين كلمه كه علامت تأنيث است به مناسبت جماعت مىباشد ، در قرائت « حسن » اين كلمه به صورت « طواغيت » آمده است .
أَنْ يَعْبُدُوها
( اين كه عبادت كنند آن را ) كه از عبادت او اجتناب كردند .
وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ
( و باز گرديدند بسوى خداوند ) يعنى توبه كرده و آنچه قبلًا در دل داشتند كندند .
لَهُمُ الْبُشْرى
( بر ايشان است مژدگانى ) يعنى بشارت ، كه آن عبارت است از خبر دادن به چيزى كه موجب شادى و ظهور خوشى در چهرهها مىگردد .
« ابو بصير » از امام صادق ( ع ) نقل كرده كه فرمود : شما مژده داده شدگانيد