تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢

قرائت :

غَسَّاق - غير از « ابو بكر » تمام اهل كوفه اين كلمه را به تشديد خوانده‌اند در هر جاى قرآن كه باشد و ديگران به تخفيف قرائت كرده‌اند . در قرائت اول كلمهء ( غسّاق ) از دو صورت خالى نيست يا اسم است و يا وصف ! اما اسم به اين وزن نيامده مگر در موارد قليلى چون ( كلّا - فدّان - جبّان ) پس بايد وصف باشد كه به جاى موصوف قرار داده شده است ولى بهتر آن است كه صفت جاى موصوف قرار نگيرد ، پس قرائت اول نكوتر است . اخَرُ - اين كلمه را به دو گونهء جمع و مفرد قرائت كرده‌اند ، در هر صورت اين كلمه مبتداء بوده و ( از واج ) خبر آن مىباشد و ( من شكله ) صفت آن است و اين كه ( اخر ) با اين كه نكره است مبتداء قرار داده شده چون وصف گرديده شده و در اين صورت اشكالى براى ابتدائيت آن وجود ندارد .

شرح لغات :

مَهَادُ - به معناى بستر و فراش آماده مىباشد . حَميم - سخت سوزنده ، و لذا به شخص تب‌دار مىگويند : ( حمّى ) زيرا كه حرارت و سوزش تب ، تن او را فرا مىگيرد . غَسَّاق - چرك بد بو ، و نيز گفته‌اند اين كلمه از ( غسق ) مشتق شده كه به معنى سياهى و ظلمت است كه در مقابل روشنى و شفافيت است كه بايد در آشاميدنيها باشد . شَكْل - اين كلمه به فتح شين به معنى نوع و صنف متشابه است و به كسر ( شين ) به معنى نظير در زيبايى است . اقْتِحَام - به شدت داخل شدن و هجوم آوردن را گويند . لا مرحَبا بِكَ - يعنى زمين تو را وسعت و مكان ندهد و بر تو تنگ شود .

اعراب :

هذا فَلْيَذُوقُوهُ
- هذا مبتداء و حميم خبر است و غساق عطف به حميم
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 122 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ على صحت