است و ( فليذوقوه ) خبر بعد از خبر است و تقدير چنين است : ( هذا حميم و غساق فليذوقوه ) و ممكن است كه
( هذا فَلْيَذُوقُوهُ )
مبتدا و خبر و حميم خبر مبتداء محذوف بوده كه ( هو ) باشد و جايز است كه ( هذا ) محلا منصوب به فعل محذوف بوده كه ظاهر كلام ، تفسيرش كرده است .
تفسير :
خداوند پس از بيان احوال اهل بهشت و ثوابهايى كه بر ايشان آماده كرده است به بيان احوال اهل آتش و آنچه از عذاب ميرسد پرداخته و ميگويد :
هذا
( اين است ) آن چه براى پرهيزكاران ذكر كرديم
وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ
( و همانا براى طغيان كنندگان ) كه بر خداوند طغيان كرده و رسولان او را تكذيب كردند
لَشَرَّ مَآبٍ
( بد بازگشتگاهى است ) و آن خلاف بازگشتگاه پرهيزكاران است كه خداوند تفسير كرده و مىگويد :
جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها
( جهنم است كه مىچشند آن را ) يعنى داخل مىشوند در آن تا بچشند آتش آن را .
فَبِئْسَ الْمِهادُ
( پس چه بد است آن بستر ) يعنى آن مسكنى كه در آن قرار مىگيرند .
هذا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَ غَسَّاقٌ
( اين است پس بايد بچشند آن را كه سوزان است و چرك آلود ) يعنى اين است سوزنده و چرك آلود و بد بو ، پس بايد آن را بچشند ، و اين تفسير « فراء » و « زجاج » است .
و نيز چنين تفسير شده است : اين است جزاء طاغيان پس بچشند آن را ، و به كار بردن لفظ چشيدن و ذوق به اين جهت است كه چشندهء چيزى پس از درخواست و طلب ، طعم آن را احساس مىكند و اين سختترين احساسها مىباشد .
( حميم ) آب سوزان و گرم را گويند و غساق آب سرد شديد را گويند و اين