حالتىكه حضرت خطبه مىخواند ، اظهار داشت : اى امير المؤمنين ! حالات متّقين را براى من به گونهاى توصيف كن و شرح ده كه گويا آن را به چشم خود مىنگرم .
حضرت قدرى در پاسخش تأمّل كرد و سپس فرمود : اى همّام ! تقواى خدا را رعايت نما و احسان كن ، « همانا خداوند با كسانى است كه تقوا داشته و نيكوكار باشند » .
پس همّام به اين مقدار از سخن قانع نشد و گفت : تقاضا مىكنم و تو را سوگند مىدهم به كسى كه گراميت داشته و مختصّت نموده و تو را بر گزيده و به آنچه كه عطايت كرده و فضيلت و برترى داده ! متّقين را برايم توصيف نما .
بعد از آن امير المؤمنين عَلَيْهِ السَّلَامُ برخاست و حمد و ثناى الهى را بجاى آورد و بر پيامبر خدا تحيّت و درود فرستاد . سپس فرمود :
اما بعد ، به راستى خداوندِ سبحان آفريدهها را آفريد در حالى كه از عبادت و طاعت ايشان بىنياز و از نافرمانى و معصيتشان در امان بود ، به خاطر آن كه معصيت گناهكاران برايش ضررى نمىرساند ؛ و اطاعت فرمانبران هم برايش نفعى ندارد ، پس معيشت و ارزاق ايشان را در بين ايشان توزيع كرد ؛ و هر يك را در جايگاه و موقعيت دنيا قرار داد .
اهل تقوا در دنيا اهل فضايل هستند ، سخنانشان درست و حساب شده است ، روش زندگيشان صرفه جويى است ، راه و رفتارشان تواضع و فروتنى است ، خداوند را شايستهء طاعت دانسته ، پس خود را بر آن واداشته و چشمهاى خويش را از آنچه كه خداوند حرام گردانده پوشاندهاند ، گوشهاى خود را بر دانشى كه برايشان سودمند باشد متوقّف نمودهاند .
وجود خود را در برابر بلاها همانند كسى دانسته كه در آسايش و رفاه هستند و به قضا و مقدّرات الهى راضى مىباشند ؛ و اگر مرگى كه در سرنوشت آنهاست نبود ،
التمحيص ( تكامل و طهارت روح ) ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: محمد بن همام الإسكافي
ص١٦٣