تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى ) — صفحة 1439

مساهمون:

ص١٤٣٩
41 - إنّ النّفس الّتي تجهد في اقتناء الرّغائب الباقية لتدرك طلبها ، و تسعد في منقلبها 3528 . 42 - إنّ النّفس حمضة ، و الأذن مجّاجة ، فلا تجبّ فهمك بالإلحاح على قلبك ، فإنّ لكلّ عضو من البدن استراحة 3603 . 43 - إنّ نفسك مطيّتك ، إن أجهدتها قتلتها ، و إن رفقت بها أبقيتها 3643 . 44 - إنّك إن أخللتها بشيء من هذا التّقسيم فلا تقوم نوافل تكتسبها هر آينه در طلب آن به هلاكت مى رسد ، و در بازگشتش بدبخت مى گردد ( در آخرت ) . 41 - براستى نفسى كه در بدست آوردن عطاهاى بسيار باقيه ( رغائب اخروى ) مى كوشد ، هر آينه مطلب خود را يافته ، و در بازگشت خود نيكبخت خواهد گرديد . 42 - براستى كه نفس چرنده است ( چنان كه شتر خواهش خوردن گياههاى شور و تلخ را دارد نفس مشتاق چريدن و اشتغال بخواهشهاى خود است ) و گوش بر گرداننده بوده ( و حفظ و نگهدارى نمى كند بعد از مكدر و ملول شدن نفس ) پس فهم خود را بوسيله الحاح و اصرار بر قلبت قطع مكن و يا اجابت منما ، زيرا كه براى هر عضوى از بدن استراحتى است ( خلاصه معنى اين مىشود كه نفس را نبايد خيلى در تفكر و تعلم زحمت داد ، زيرا كه ملول و خسته مىشود ، در نتيجه گوش نمى پذيرد و پس مىدهد بنا بر اين تا نفس اقبال دارد ، و كام با استراحت دل و اعضاء منافات ندارد ، بايد از آن كار كشيد ، و گر نه در صورت سلب استراحت آدمى بليد خواهد شد و درس و مطالعه و زحمت نتيجه عكس خواهد داشت ) . 43 - براستى كه نفس شتر سوارى تست ، اگر آن را زائد بر طاقتش بار كنى مى كشى آن را ، و اگر با آن مدارا نمائى باقى دارى آن را ( پس بايد به اندازه از آن كار كشيد كه ملول و مكدّر نشود ) . 44 - براستى اگر تو به چيزى از اين تقسيم اخلال كنى ، پس نوافلى كه آن را