40 - المنايا تقطع الآمال 945 .
41 - إذا كنت في إدبار ، و الموت في إقبال ، فما أسرع الملتقى 4123 .
42 - إذا كثر النّاعي إليك ، قام النّاعي بك 4176 .
43 - تارك التّأهّب للموت ، و اغتنام المهل غافل عن هجوم الأجل 4513 .
44 - ترحّلوا فقد جدّبكم ، و استعدّوا للموت فقد أظلّكم 4514 .
45 - ذكر الموت يهوّن أسباب الدّنيا 5177 .
46 - ربّما شرق شارق ( شارب ) بالماء قبل ريهّ 5372 . 40 - مرگ ها اميدها را مى برند .
41 - هرگاه تو ( نسبت به دنيا ) پشت گرداننده باشى ، و مرگ در روآوردن ، پس چه تند باشد رسيدن به يكديگر .
42 - هرگاه خبرآور مرگ بسوى تو بسيار گردد ( و پيوسته خبر فوت ديگران به تو رسد ، و يا پيام آوران مرگ را مانند ضعف بصر ، ناتوانى ، سپيدشدن مو ، درد پا و . . . فراوان ديدى ، يا خبر كشتهها از طرف تو بسيار شد ) خبر دهنده مرگ تو برخيزد ( يعنى طولى نكشد كه آوازه مرگ تو هم به گوش ديگران رسد ) .
43 - آنكه آمادگى براى مرگ و غنيمت شمردن مهلت را واگذارنده است از ناگاه رسيدن اجل غافل خواهد بود .
44 - كوچ كنيد كه در حقيقت شما را بشتاب خواهند برد ، و براى مرگ آماده شويد كه راستى بر شما سايه افكنده است .
45 - ياد مرگ اسباب دنيا را خوار و سبك مى گرداند .
46 - بسا گلو گرفته شونده به آب و يا نوشنده آن پيش از سيراب شدنش گلو گرفته شود ( يعنى بميرد ) .
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى ) — صفحة 1374
مساهمون: عبد الواحد الآمدى التميمي
ص١٣٧٤