سكوت در برابر طاغوتيان و اينكه دستبوس دستى باش كه نمىتوانى آن را قطع كنى و دهها انديشهء شيطانى دروغين از اين نوع را در ميان مردم پراكنده نمودند .
علّت اين دسته از توجيهات شيطانى دروغين و انديشههاى خود باختهء مزوّرانه كه در دلهاى بسيارى ازم ردم نفوذ كرده است فساد حكومت ، انحراف فرهنگ ، نادرستى تربيت و اخلاق ، تنگدستى ، ستم ، محروميت و هر آنچه كه درپى آن از سركشى ، شرك و كفر بروز مىيابند ، مىباشد .
حال اينكه آيا راه نجاتى از آن ، وجود دارد ؟
خداوند متعال در ضمير بشر ، فطرتى آشكار ، خردى نورانى و نفسى سرزنشگر به وديعت گذاشته است . تا آنجا كه مىفرمايد :
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا « 1 » .
« و قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را ( آفريده و ) منظم ساخته ، سپس فجور و تقوا ( شرّو خيرش ) را به او الهام كرده است . »
و آن ضمير را با رسالتهاى پياپى و كتابهايى كه فرستاده تأييد نموده است . بدينسان كه هرچه دست تحريف به سوى رسالتى دراز شده ونوكران حكمرانان فاسد به نادرستى آن را تفسير نمودهاند ، خداوند به ازاى آن ، فرستادهاى يا رسالت الهى به سوى آنها برانگيخته تا حجّتى آشكار باشد برايشان .
سپس حجّت خويش را به واسطهء اوصيا هدايتگر و راستپيشگان
هامش
( 1 ) - سورهء شمس ، آيات 7 و 8 .