فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا . . . « 1 » .
« پس واى بر آنها كه نوشتهاى با دست خود مىنويسند ، سپس مىگويند :
اين ، از طرف خداست . تا آن را به بهاى كم بفروشند . »
همچنين مىفرمايد :
. . . يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَوَاضِعِهِ . . . « 2 » .
« سخنان ( خدا ) را از موردش تحريف مىكنند . »
همانا اينان خطرناكترين گروه در يك جامعه مىباشند . زيرا اينان سلاح دين و دانش را از محرومان مىربايند و به ازاى بهاى ناچيزى به دست سلطهجويان و طاغوتيان مىسپارند .
آنها نه تنها در برابر ستم و استكبار مقاومت نمىكنند بلكه ، مردم را مىهراسانند و انديشههاى منفى بافى و خود باختگى را در ميان اينان پراكنده مىسازند . اين ضربالمثلهاى جاهلى كه تا به امروز در ميان طبقات محروم شايع است چيزى نيست مگر تفالههاى فرهنگ خطيبان دربارى و بندگان طاغوتيان از شبه فرهيختگان خيانت پيشه گرفته تا مدّعيان دين .
بدينسان اينان ضربالمثلهايى چون : شاه سايه خداست ، هركه زور و شمشير دارد شايسته فرمابنردارى است ، خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو ، حتّى اگر به سوى دوزخ بروند ! تقيه يعنى
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 79 .
( 2 ) - سورهء مائده ، آيهء 13 .