تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
« ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ ، وَمَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ » « 1 » . « چه دارد آنكه تو را ندارد ؟ و چه ندارد آنكه تو را دارد ؟ » مىدانست و مىديد كه هر چيزى كه در وجود نهفته و تمامى ارزشها ، در عشق به خدا و شناخت او تجسّم مىيابد و به همين خاطر در كربلا با فقدان هر عزيز ، فرزند و برادرى همهء آن امور را آشكار نمود . هريك از فرزندان ، برادران و ياران امام حسين عليه السلام كه در كربلا در خون خود غلطيدند ، اخترى تابناك در افق توحيد بودند . براى نمونه برخى از ياران امام حسين عليه السلام از اصحاب پيامبر اكرم بودند . افرادى همچون حبيب بن مظاهر كه عالمى بزرگ بود و يا مسلم بن عوسجه كه از فقيهان و عالمان بزرگوار آن زمان بود . با اين حال همهء آنها يكى پس از ديگرى به شهادت رسيدند و با شهادت هريك ، چهرهء امام حسين عليه السلام نورانىتر ، در حالى كه دلش از غم آنها پاره پاره مىگشت . امام حسين عليه السلام پس از آنكه وظيفهء خود را به پايان رسانيد ، مشتى از خاك كربلا را بر كف گرفت و پيشانى مباركش را بر آن نهاد و فرمود : « صَبْراً عَلى قَضائِكَ يا رَبِّ ، لَاإِلهَ سِواكَ يا غياثَ الْمُسْتَغِيثِين ، ما لِي ربٌّ سِواك ولَا مَعْبُودٌ غَيْرَك . . . » « 2 » « صبر بر تقديراتت پروردگارا ! اى كه هيچ معبود به حقّى جز تو نيست ، اى فريادرس فريادخواهان ، هيچ صاحب اختيار و معبودى
هامش
( 1 ) - مفاتيح الجنان ، دعاى امام حسين عليه السلام در روز عرفه . ( 2 ) - مقتل المقرّم ، ص 357 .