داشت و مىبايست آنها را در يك آن ، فدا مىكرد هرگز در انجام آن كار ترديد نمىنمود ؛ چرا كه نفس خويش را از هوى و هوس دور ساخته بود . با اينكه علىاكبر را بسيار دوست مىداشت و نسبت به او محبّتى را در دل مىپروراند كه هيچ پدرى به فرزند خويش ندارد ؛ زيرا كه از نظر خلقت و اخلاق شبيهترين مردم به رسول اللَّه بود ، امّا با اين حال دوستى امام حسين با خداوند بزرگ برتر و بيشتر بود . چنان كه خداوند متعال مىفرمايد :
وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبَّاً للَّهِ « 1 » .
« امّا آنها كه ايمان دارند ، عشقشان به خدا ، ( از مشركان نسبت به معبودهايشان ) شديدتر است . »
ما اگر امروزه مىبينيم مردم ابا عبداللَّه را همچنان ، تجليل مىنمايند و در هر محرّم يادواره او را برپا مىدارند به اين خاطر است كه او نهضتى ربّانى داشت ؛ پدر آزادگان بود ؛ براى برپايى دين ، انقلاب نمود و مىخواست در زمين حكومت الهى را برپا سازد . ولى با اين همه ، تمامى آن ويژگيها از امور ثانويه به شمار مىآيند . زيرا امام حسين عليه السلام هنگاميكه در عرفه اين دعاى جاودانى - كه به راستى گنجى است از گنجهاى رحمت و فرهنگى است توحيدى و ابا عبداللَّه تمامى جملات آن را در كربلا تجسّم بخشيد - را خواند و پروردگارش را مخاطب قرار داد :
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 165 .