به آن بپيوندد .
ما چارچوب فكرى قضيه را فراموش كردهايم . گويا كه امام حسين عليه السلام در روز عاشورا متولّد شده و در همان روز كشته شده است . چرا كه ما از امام حسين عليه السلام چيزى جز حوادث كربلا نمىدانيم يا نمىخواهيم بدانيم . در حالى كه گوشه گوشه زندگانى امام حسين عليه السلام از آغاز تولّد مباركش در صدر اسلام تا زمان دهشها و جانفشانيهايش در كربلا ، همگى عظيم و مهم مىباشند . ما هرگز به خودمان زحمت جستجو و خواندن نامهها و خطبههاى آتشين سيّدالشّهدا به معاويه را نمىدهيم . همچنين از مطالعه نامههاى پر محتواى او كه ويژه زندگى و صفات علماست ، غفلت مىورزيم .
بلكه حتّى براى تدبّر در زيارتهايى كه به خاطر بزرگداشت و شناخت نيكو كاريهاى امام حسين عليه السلام مىخوانيم ، تلاش و كوشش نمىكنيم .
آيا تا به حال كسى به آنچه كه اين زيارتها مىخواهند بيان كنند ، انديشيده است ؟ و چرا گوناگونى را در آنها مىبينيم ؟ و چرا هر كدام براى زمانى ويژه قرار داده شده است ؟
دراين دوران كه ما نياز شديدى به دستگاههاى تبليغاتى پيشرفته و فعّال داريم ، متأسّفانه بسيارى از سخنرانان را مىبينيم كه به آنچه اين زيارتها - با اين توجّه كه از معصومين آمدهاند - بيان مىكنند ، هيچ اهمّيتى نمىدهند و از آنها كوچكترين بهرهاى نمىجويند .
مىخواهم براى شما بگويم كه من هنگاميكه زيارت مشهور به زيارت عاشورا را مىخوانم ، عبارتهاى نورانى آن مرا شيفته مىسازد .
از جمله اين عبارات :
امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: شوشترى زاده
ص١١٩