بهشت و ثواب و خشنودى خداوند قرار دارد ، و در وراى نهى خداوند جهنّم و مجازات و غضب الهى نهفته است ، و ايمان به غيب مهمترين عامل در درك و شناخت اين حقيقت است .
شريعت اسلامى - چنان كه آشكار است - ما را بر دانش اندوزى و تلاش براى شناخت سببها و علّتهاى احكام و اوامر و مناهى « 1 » تشويق مىكند ، ولى به اين معنا نمىباشد كه ايمان ما به شريعت اسلامى ، بر شناخت سببها استوار است ؛ زيرا چنين ايمانى هرگز ايمان به غيب به شمار نمىآيد .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « ما - ائمّه - بسيار شكيبا هستيم و شيعيانمان از ما شكيباتر . » راوى گفت : جانم به فدايت ، چگونه شيعيانتان از شما شكيباتر مىباشند ؟ فرمود : « زيرا ، ما بر آنچه كه مىدانيم شكيبا هستيم و شيعيانمان بر آنچه كه نمىدانند ، شكيبايى مىورزند . « 2 » »
پس ، مسأله در ضرورت ارتقا تا درجهء ايمان به غيب و هر آنچه طلب مىنمايد ، نهفته مىباشد ؛ و نه در بكارگيرى حقيقتهاى ايمانى براساس سليقههاى شخصى و مادى . اين امر از گذر عادت دادن خويشتن بر عدم اكتفا بر آنچه كه ديدگان مىنگرند و حواس پنجگانه احساس مىنمايند ، امكانپذير مىباشد . بلكه ناگزير بايد به آنچه دل و عقل به آن گواهى مىدهند و آنچه كه ضمير بر آن اطمينان مىيابد
هامش
( 1 ) - مناهى : امورى كه از آن نهى شده است . ( مترجم )
( 2 ) - كافى ، ج 2 ، ص 93 .