آنچه را كه در خواب ديده ، نشأت نمىگيرد . همچنين او نمىگويد كه فلانى در بهشت است زيرا من در خواب ديدهام كه او در بهشت است ؛ چرا كه خواب ديدن عامل سرنوشتساز در ايمان به غيب نيست ، بلكه انسان مؤمن از طريق پرواز روحش به جهان فوق مادى ، به غيب و ماوراء ماديات ايمان مىآورد . او همچنان بالا و بالا مىرود و اوج مىگيرد تا به افق غيب دست يابد . و به آن ، به سان حقيقتى ثابت كه شك و ترديد به آن راه ندارد ، ايمان مىآورد .
برخى افراد مىگويند : كه من به امام زمان ايمان دارم ولى بلا فاصله اين سؤال را مطرح مىسازند كه ، چه كسى امام زمان را ديده است ؟
پاسخ مىشنوند كه ، برخى افراد او را ديدهاند وداستان چنان وچنين است . پس ايمان او به امام زمان ، به خاطر اين است كه كسى او را در بيدارى و يا در خواب ديده است و اگر كسى او را در بيدارى و يا در خواب نمىديد ، از نظر چنين شخصى ديگر امام زمان وجود نداشت .
اعتماد به نقل قولهاى موثّق امرى است درست ؛ ولى اين امر بيان كننده يك ايمان سست و ناقص است ؛ سست از اين نظر كه از علم و آگاهى ذاتى برنخاسته ، و ناقص است در مقايسه با ايمان كامل .
ايمان كامل و آگاه و نيرومند آن ايمانى است كه از گذر مطالعه قرآن و دستيابى به گوهر و روح آن و نيز از گذر مطالعهء احاديث شريف كه از منبع حق راستى برخاسته ، به رشد رسيده باشد . از رهگذر اين حقايق انسان به حقيقت غيب ايمان مىآورد ، نه از گذر اينكه يكى از مردم ، آن چيز را به چشم خود ديده است .
امام زمان (عج) آرزوى بشريت (فارسى) — صفحة 157
مساهمون: شوشترى زاده
ص١٥٧