و بر سر راه گمراهان چون خورشيدى بدرخشيد ، و دلهاى فرو رفته در موجهاى شبهت ، به راهنمايى او رخت به كنار كشيد . نشانههاى روشن را بر پا داشت و احكام 72 ، 0 - چون موكَّلانى - بر مردمان گماشت . او تو را امانتدارى است درستكار ، و گنجينهء علم تو را پاسدار . گواه توست در روز قيامت ، و برانگيختهء تو به رسالت ، و فرستادهء تو بر آفريدگان و امّت . خدايا ! سايهء - عنايت - خود را بر او بگستران ، و به فضل خويش پاداش او را فراوان گردان . بنياد - شريعتى را - كه نهاد از ديگر بناها بالاتر برو مرتبت او را نزد خويش گراميتر و نور - شريعت - او را - در سراسر گيتى بگستر - ، و پاداش پيامبرى او را گفتار او را پسنديده قرار ده ، و شهادت پذيرفته . چنان كه گفتهء او - ميزان عدل باشد و فرمودهء او قول فصل . بار خدايا ! ما و او را فراهم آور در زندگانى خوشگوار ، و نعمت پايدار و آرزوهاى دلنشين ، و لذتهاى با خواهش دل قرين ، و زندگانى اخ و پر نعمت ، و اطمينان خاطر و برخوردارى از تحفههاى كرامت .
( 73 )
و از سخنان آن حضرت است در بارهء مروان پسر حكم در بصره
[ گويند مروان را در جنگ جمل اسير گرفتند . وى در پيشگاه على ( ع ) امام حسن و امام حسين عليهما السّلام را ميانجى خود ساخت و آنان در بارهء او با امام سخن گفتند ، و على ( ع ) او را رها كرد . حسنين ( ع ) گفتند :
« امير مؤمنان ! مروان با تو بيعت كند . » فرمود : ] مگر پس از كشته شدن عثمان با من بيعت نكرد ؟ مرا به بيعت او نيازى نيست كه بيعتشكن است و غدّار - با دستى چون دست جهود ، - مكار اگر آشكارا - با دست خود بيعت كند ، روگرداند و در نهان - با ريشخند - آن را بشكند همانا وى بر مردم حكومت كند امّا كوتاه ، چندان كه سگ بينى خود را ليسد . او پدر چهار فرمانرواست و زودا كه امّت ، از او و فرزندان او روزى خونين - را ببينند .