تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
[ 194 ] شايسته بود . [ 195 ] رجوع كنيد به فقره 64 . [ 196 ] و رجوع كنيد به فقره 429 . [ 197 ] عرق تن . [ 198 ]
حكمت محض است اگر لطف جهان آفرين خاص كند بنده‌اى ، مصلح عام را
( سعدى ، ديباچهء « گلستان » ) . [ 199 ] و نگاه كنيد به فقرهء 416 . [ 200 ]
و الدّهر يعطي الفتى ما ليس يطلبه يوما و يمنعه من حيث يطمعه
( محمد بن زريق بغدادى ) [ 201 ] شهوت و خشم . [ 202 ] مال دنيا . [ 203 ] لذت دنيا . [ 204 ] عفت و تقوا . [ 205 ] رحمت پروردگار . [ 206 ] خشم كردگار . [ 207 ] اگر ظاهر هر چيز تو را خوش آيد ، آن را بيازماى كه پس از آزمودن بود كه در ديده‌ات زشت آيد . [ 208 ] احمد بن يحيى بن زيد بن سيار مولاى بنى شيبان ( متولد 200 متوفاى 291 هجرى در بغداد ) از بزرگان عالم به لغت و نحو عربى . [ 209 ] محمد بن زياد ( متولد 150 ، متوفاى 231 ه . ق . ) از بزرگان ادب عرب و اصل او از مردم سند است . [ 210 ] جوانمردى او از همه بيشتر باشد چنان كه در كرم به دو مثل زنند . اين فقره از نسخه‌هاى ديگر نقل شد . در نسخهء عبده نيست . [ 211 ] حديد : 23 . [ 212 ] تا در آن شغل گوهر خود را نشان دهند . [ 213 ] پرداختن : خالى كردن ، بيرون كردن . [ 214 ] اين فقره در نسخهء عبده نيست . [ 215 ] امرؤ القيس ، جندح يا سليمان بن حجر كندى ، بزرگترين شاعر دورهء جاهلى و يكى از صاحبان معلقّات ، و معلَّقه لاميهء او مشهور است . [ 216 ]
و كم من طالب يسعى بشىء و فيه هلاكه لو كان يدرى
( « البيان و التبيين » ج 3 ، ص 182 ، تصحيح عبد السلام هارون ) .