[ 194 ] شايسته بود .
[ 195 ] رجوع كنيد به فقره 64 .
[ 196 ] و رجوع كنيد به فقره 429 .
[ 197 ] عرق تن .
[ 198 ]
حكمت محض است اگر لطف جهان آفرين
خاص كند بندهاى ، مصلح عام را
( سعدى ، ديباچهء « گلستان » ) .
[ 199 ] و نگاه كنيد به فقرهء 416 .
[ 200 ]
و الدّهر يعطي الفتى ما ليس يطلبه
يوما و يمنعه من حيث يطمعه
( محمد بن زريق بغدادى )
[ 201 ] شهوت و خشم .
[ 202 ] مال دنيا .
[ 203 ] لذت دنيا .
[ 204 ] عفت و تقوا .
[ 205 ] رحمت پروردگار .
[ 206 ] خشم كردگار .
[ 207 ] اگر ظاهر هر چيز تو را خوش آيد ، آن را بيازماى كه پس از آزمودن بود كه در ديدهات زشت آيد .
[ 208 ] احمد بن يحيى بن زيد بن سيار مولاى بنى شيبان ( متولد 200 متوفاى 291 هجرى در بغداد ) از بزرگان عالم به لغت و نحو عربى .
[ 209 ] محمد بن زياد ( متولد 150 ، متوفاى 231 ه . ق . ) از بزرگان ادب عرب و اصل او از مردم سند است .
[ 210 ] جوانمردى او از همه بيشتر باشد چنان كه در كرم به دو مثل زنند . اين فقره از نسخههاى ديگر نقل شد . در نسخهء عبده نيست .
[ 211 ] حديد : 23 .
[ 212 ] تا در آن شغل گوهر خود را نشان دهند .
[ 213 ] پرداختن : خالى كردن ، بيرون كردن .
[ 214 ] اين فقره در نسخهء عبده نيست .
[ 215 ] امرؤ القيس ، جندح يا سليمان بن حجر كندى ، بزرگترين شاعر دورهء جاهلى و يكى از صاحبان معلقّات ، و معلَّقه لاميهء او مشهور است .
[ 216 ]
و كم من طالب يسعى بشىء
و فيه هلاكه لو كان يدرى
( « البيان و التبيين » ج 3 ، ص 182 ، تصحيح عبد السلام هارون ) .